دوربین

بهانه‌ای برای دیدن و دیده‌ شدن

بایگانی برچسب‌ها: مرد

ترانه‌های این روزها

مرضیه می‌خواند. مدتی است فقط مرضیه گوش می‌دهم. چرا؟ دقیقا نمی‌دانم. برخلاف قبل‌ترها که بیشتر از تک و توکی از آهنگ‌هایش را دوست نداشتم و همان‌ها هم از آن دسته ترانه‌هایی بودند که یک جایی توی ذهنم گفته بودم «آهنگ خوب» و بعد گذاشته بودمشان کنار. یعنی آهنگ‌هایی که انکار نمی‌کردم خوب و دلنشین هستند [...]

نور در تاریکی، پهنه‌یِ گسترده‌یِ ابرِ سیاه و رسوخ سرخی خورشید

این یک نامه‌ی وارده از طرف یک دوست است که عینا (با اندکی ویراستاری) منتشر می‌کنم. . امروز بعد از صحبت با تو به سراغ ِ مسافری رفتم. زن و مردی بودند میان سال شاید به سن خودم. چون مکالمات برایم جالب بود آن را به صورت دیالوگ برایت نقل می‌کنم: . راوی: مقصد کجاست؟ [...]

چرا شب‌ها را دوست دارم؟

لذت‌بخش‌ترین ساعت‌های شبانه‌روز کدام هستند؟ تو می‌دانی. آخرین ساعت‌های شب که همه‌ی افراد خانه و شهر می‌خوابند و آرامش آغاز می‌شود. تو این را می‌دانی. چون خودت هم این‌طور بوده‌ای؛ دست‌ِ کم تا قبل از این که ازدواج کنی این‌طور بوده‌ای. بارها شده از خودم سوال کنم چرا شب‌ها را دوست دارم؟ آیا به خاطر [...]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.