دوربین

بهانه‌ای برای دیدن و دیده‌ شدن

بایگانی دسته‌ها: از این روزگار قدار

دو خبر غم‌انگیز: یک درگذشت و یک اسارت

این روزها اگر چه به لطف حضور افرادی عزیز در کنارم آرام و شیرین سپری می‌شود اما دو خبر مهم و ناراحت کننده باعث شدند که واقعیت‌های زندگی و جامعه‌ی امروز را فراموش نکنم. 1. اول خبر درگذشت آقای کارولوکس بود که برایم کاملا غیرمترقبه و تکان‌دهنده بود. مثل شهریار، من هم درس مستقیمی با ایشان [...]

خیرمقدم به نفر سوم

از امشب نفر سوم هم به جمع ما در خانه اضافه شد. به نظر می‌رسد آقای «کاف» کار دشواری در مرتب کردن اتاقش در پیش داشته باشد. شما این‌طور فکر نمی‌کنید؟ این هم چند تا عکس دیگر از ایشان که فقط برای ثبت در تاریخ این‌جا ارائه می‌شود:  ما ایشان را در این شرایط تحویل [...]

به زمین ما خوش آمدی سپهر عزیز

به عکس‌های این روزهای من نگاه می‌کند و آن‌ها را با عکس‌های سال‌های قبل مقایسه می‌کند. بعد انگار که نکته‌ای بزرگ را کشف کرده باشد می‌گوید، روزبه تو این‌جا خوشحال نیستی. نگاه کن، ببین توی این عکس چقدر طبیعی خندیده بودی… چقدر شاد بودی… چه اتفاقی برای تو افتاده است؟ می‌گویم خوبم. و می‌دانم که [...]

روزی که آسمان خودش را رها کرد

دو شبانه‌روز است که برف می‌بارد. در تمام عمرم نمونه‌ی چنین بارش برفی را ندیده بودم. نه تنها همه جا سفید شده که از یکی دو ماه پیش اصولا همه جا سفید پوش بود بلکه نیم متر یا بیشتر برف همه جا را گرفته است. توی حیاط خلوت بوته‌های شمشاد تقریبا کاملا زیر برف مدفون [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.