دوربین

بهانه‌ای برای دیدن و دیده‌ شدن

ترانه‌های این روزها

مرضیه می‌خواند. مدتی است فقط مرضیه گوش می‌دهم. چرا؟ دقیقا نمی‌دانم. برخلاف قبل‌ترها که بیشتر از تک و توکی از آهنگ‌هایش را دوست نداشتم و همان‌ها هم از آن دسته ترانه‌هایی بودند که یک جایی توی ذهنم گفته بودم «آهنگ خوب» و بعد گذاشته بودمشان کنار. یعنی آهنگ‌هایی که انکار نمی‌کردم خوب و دلنشین هستند [...]

دوست‌های خوب

خودمانیم این تاریکی گندی که همه جا را گرفته بود باعث شده بود متوجه نباشم چه دوست‌های خوبی دارم. به تدریج که با دور شدن ابرهای تیره آسمان روشن می‌شود بهتر می‌فهمم که دوست‌هایم چقدر خوب و نازنینند.  دوست‌های خوبم! شما به من انرژی می‌دهید. شما حقیر نیستید. شما بی‌اخلاق نیستید. شما آیینه‌ای هستید که [...]

سرزمینِ بی‌خوابی

این‌جا کلاس یوگا نیست. ای‌کاش می‌بود. ای‌کاش همه جا یوگا بود. ای‌کاش من می‌توانستم خودم را در آغوش بگیرم و در گرمای خودم آرام شوم. ای‌کاش می‌توانستم مثل لوسی باشم. لوسی هر وقت از چیزی می‌ترسد ناله می‌کند و به صاحبش پناه می‌برد. هر وقت جایی از تنش درد بگیرد با زبان گرمش آن‌جا را [...]

من و قانون مورفی: یک بار دیگر!

این روزها انگار عزمم‌ را جزم کرده‌ام که مدام قانون مورفی را ثابت کنم. انگار نه انگار که این قانون مدت‌هاست ثابت شده و به صورت یکی از متحدان اقماری قانون دوم ترمودینامیک بر ضد ما عمل می‌کند. این‌بار اما یک شاه‌-اثبات داشتم! من در لینشوپینگ دو تا هم‌خانه دارم که اولی سه روز پیش [...]

شرح صادقانه‌ی آن‌چه در آسانسور کارخانه‌ی زباله‌سوز لینشوپینگ گذشت

داشتم عکس‌ها را مرور می‌کردم که به این عکس خاطره‌انگیز برخوردم از بازدید علمی پارسال همین حدودها از مرکز زباله‌سوزی لینشوپینگ (Waste Incineration). برای مشاهده‌ی عکس با وضوح بیشتر روی آن کلیک کنید. این‌جا یک آسانسور نه چندان بزرگ است و همان‌طور که بالا می‌رفتیم خودم را به درب آسانسور چسباندم و دوربین را با [...]

پاییز در لینشوپینگ به روایت دوربین – قسمت دوم

اگر پست قبلی «پاییز در لینشوپینگ به روایت دوربین» را خوانده‌اید لطفا این قسمت توضیحات را که تکرار می‌کنم نخوانید. دو شب پیش برای اولین بار در پاییز امسال، دمای هوا به زیر صفر رسید و در نتیجه صبح زیبایی پاییز با زیبایی برگ‌ها و سبزه‌های یخ زده دوچندان شد. یخ زدگی چمن‌ها توی بعضی [...]

پاییز در لینشوپینگ به روایت دوربین – قسمت اول

پارسال این موقع‌ها بود که من از این‌که ناگهان همه‌ی زیبایی‌های برگ‌های پاییزی ظرف مدت چند روز محو و ناپیدا شد متحیر و حیران شدم و حسرت این‌که چرا فرصت را غنیمت نشمرده‌ام و از این همه رنگ چند تا عکس نگرفته‌ام به دلم ماند. همان موقع به خودم گفتم امسال باید هر طوری که [...]

دانشگاه به روایت دوربین – قسمت اول

عکس‌های زیر را توی محوطه‌ی دانشگاه و همین‌طور داخل کتاب‌خانه گرفته‌ام. با کلیک کردن روی هر عکس می‌توانید نسخه‌ی بزرگ‌تر آن‌را مشاهده کنید و در پایین همین پست هم اسلایدشو عکس‌ها موجود است. .

کپک‌هایی که مرا غافل‌گیر کردند

فراموش کرده بودم لیوانی را که مقداری نوشیدنی گیاهی در آن بود بشورم. نتیجه چیزی شد که عکس‌ گرفتن از آن واجب بود: اگر حوصله کردید عکس‌ها را که با اندازه‌ی بزرگ این‌جا گذاشته‌ام دانلود کنید و از تنوع رنگ‌هایی که مشتی کپک داخل یک لیوان، ظرف چند روز تولید کرده‌اند حیرت کنید.

گزارش تصویری: بازدید از کارخانه‌ی تولید اتانول

در راستای بازدیدهای زنجیره‌ای که این روزها انجام می‌دهیم، امروز از کارخانه‌ی تولید اتانول در نزدیکی لینشوپینگ بازدید کردم. در این‌جا قصد ندارم روش تولید اتانول را توضیح دهم که جایش این‌جا نیست و برای شرح کامل‌ترش می‌توانید به این‌جا یا این‌ دیاگرام‌ها مراجعه کنید، اما خلاصه‌ بگویم که در این کارخانه غلات (گندم، جو، [...]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.